محمد رضا قمشه اى

77

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )

براى تحصيل علم از قمشه كه زادگاهش بود به اصفهان رفت ، و چندين سال از دانايان آن جا به ويژه ملّا على نورى و از شاگردانش ملّا اسماعيل واحد العين اصفهانى و ميرزا حسن فرزند ملّا على نورى استفاده‌هاى شايگانى كرده و گويا بر سر ملكى كه بر سر آن نزاعى شده بود و دستگاه چندان به كار آن رسيدگى نمىكرد ناگزير شد حدود 1290 هجرى به تهران آيد . چون غريب بود جايى نمىدانست به مدرسه صدر آن جا فرود آمد . دانش آموزى كه كتاب انموذج مىخواند از او سؤالاتى در نحو كرد او را بسيار دانا و ورزيده يافت . رفت به ياران خود گفت : دانشمندى آمده كه در انموذج استاد است . از متولّى مدرسه خواست كه او را نگه دارد كه براى ايشان تدريس كند . متولّى چون مرد فاضلى بود ، با جناب قمشه‌اى صحبت كرد او را بسيار دانا و يگانه يافت از او خواهش كرد كه در اين مدرسه بماند و براى افاضل و علما تدريس كند . او نيز پذيرفت و چندين سال در اين مدرسه به تدريس اسفار و شفا و كتابهاى عرفان و تصوّف سرگرم بود با همه فضلى كه داشت مردى بود بى ادعا و افتاده و داراى اخلاق حميده و اوصاف پسنديده و با شاگردان متواضع بود . مرحوم شيخ عبد الحسين رشتى ، از او بسيار نقل مىكرد ، معلوم است كه او را نديده بود چون حدود 1315 به تهران براى تحصيل آمده بود اما از محضر مرحوم آقا ميرزا هاشم اشكورى لاهيجى كه از شاگردان مبرّز استاد قمشه‌اى بود استفاده مىكرده . اشكورى حواشى به شرح كتاب ميبدى در حكمت دارد كه چاپ شده نگارنده متن آن را به فارسى ترجمه كرده و به چاپ رسانيدم . غالبا اهل فضل به قمشه‌يى بيشتر علاقه داشتند تا مرحوم ميرزاى جلوه زيرا او چندان به شاگردان أرجى نمىنهاد و كنايه گويى مىكرد . چنان كه مثل كرده‌اند : مرحوم آقا على مدرّس زنوزى ، مدرّس . مدرسه سپهسالار قديم ، مجلس تدريس داشت و ظاهرا گرايشى به استاد غلام رضا مرشد شيشه‌گر پيدا كرده بود ميرزاى